لیلیث

نام لیلیث (Lilith) در اساطیر و افسانه های یهودی،اولین بار در قرن های ۳ تا ۵ در کتابتلمود بابلیان

ذکر شده است.او را اغلب به صورت اهریمنی زیبا و شهوتی می بینند که در  شب فعال است و معمولا

به دنبال دزدیدن نوزادان انسان است.در کتیبه هایی با خط میخی در تمدن های بین النهرین آمده است که برخی لیلیث را به نوعی از  اهریمن ها به نام لیلیتو ربط می دهند.

لطفا در صفحات اجتماعی ما عضو شوید
اینستاگرام=monsterpedia.ir
کانال=@monsterpedia

افسانه اساطیر لیلیث lilith

لیلیث

در دین مبین اسلام، خداوند حکیم، پس از آفرینش آسمان‌ها و زمین و خشکی‌ها و دریاها، بر آن شد

تا اشرف مخلوقات و نمونه فوق‌العاده آفرینش خویش را خلق کند.

از این روی، نخست “آدم” را آفرید و سپس “حوا” را از دنده‌های سمت چپ پیکر او خلق کرد.

این روایت هزاران سال پیش از نزول قرآن نیز کمابیش به همین‌گونه در  تورات موسی آمده بود.

اما در کتاب تلمود -که در کنار تورات- از کتب مقدس برخی از فِرَق یهود محسوب می‌شود، داستان به گونه دیگری آمده.

تلمود

تلمود می‌گوید که همسر نخست حضرت آدم،‌ زنی بود به نام “لیلیث” (Lilith). یَهُوه (خداوند) پس از خلق آدم،

جفت او لیلیث را نیز از خاک آفریده بود تا به همسری آدم و تحت اطاعت او درآید.او که

خود را همچون آدم از خاک و آفرینش خود را با او برابر می‌دانست، از آدم اطاعت نمی‌کرد و با او هم‌بستر نمی‌شد.

در نتیجه مدتی که چنین گذشت، از برای رهایی از اطاعت آدم، راه فرار از بهشت را انتخاب کرده و

به سوی دریای سرخ که جایگاه شیاطین و اهریمنان بود، گسیل یافت. در آن‌جا، اسیر ابلیس گردید

و چون او را از آتش و برتر از خود یافت، حاضر به ارتباط نامشروع با او گشت.

از این ارتباط، او باردار گشت و هر روز صد بچه‌شیطان (به‌نوعی خون‌آشام) به دنیا می‌آورد.

برخی بر این باورند که او به فرشته ای به نامسمائیل هم بستر شد.

بعد از فرار لیلیث ار بهشت، خداوند از برای آن‌که توالد و تناسل بشر عقیم نماند

تصمیم گرفت جفتی دیگر برای آدم بیافریند. اما این بار دیگر مستقیم از خاک بهره نبرد.

بلکه از دنده‌های آدم، حوا را آفرید. حوا که خود از آدم جدا شده و دیگر عنصر وجودیَش

پست‌تر از آدم است، خود را با او مساوی ندیده و به او اطاعت می‌کند.

آدم لیلیث را فراموش کرده با حوا هم‌بستر شد. هنگامی‌که لیلیث از این رویداد آگاه می‌شود

به حوا حسادت کرده و از این‌که به این زودی فراموش گشته است، خشمگین می‌شود.

پس برای گرفتن انتقام از آنها، خود را به‌شکل معشوقه‌اش ابلیس درآورده و یواشکی درون بهشت می‌شود.

آنجا آدم و حوا را فریب داده و سبب آن می‌شود تا آن دو از میوه ممنوعه تناول کنند.

نفرین لیلیث

هنگامی که خدا از نافرمانی آدم و حوا آگاه شد، آن دو را از بهشت اخراج کرد و همچنین جاودانه بودن را نیز از او سلب کرد تا فانی گردد. اما لیلیث به‌خاطر نخوردن از میوه ممنوعه، همچنان جاودانه ماند!

پس از این رویدادها، خداوند برای متوقف کردن لیلیث، دست‌به‌کار می‌شود و سه فرشته به سوی او می‌فرستد و تهدید می‌کند که اگر به بهشت بازنگردد و به خدا و آدم اطاعت نکند، هر روز یکی از بچه‌هایش را نابود خواهد کرد.

اما لیلیث که به شدت گستاخ شده و حاضر به اطاعت از خدا نبود، نافرمانی می‌کند و بازنمی‌گردد. از همان لحظه به فرمان خدا هر روز یکی از فرزندان لیلیث کشته می‌شود.

لیلیث  نیز چون مرگ فرزندانش را می‌بیند، خشمگین شده و از برای انتقام فرزندانش، هر روز یک نوزاد از تبار آدم و حوا را می‌کشد.

دیگر باور ها

اسطوره لیلیث در اساطیر کهن میانرودان نیز وجود دارد. در نزد اقوام سومری که کمابیش پنج‌هزار سال پیش

در حدود عراق فعلی می‌زیستند، لیلیث خدای طوفان بود و حامل بیماری و مرگ.

در اساطیر آشوری، بابلی و اکردی نیز از او یاد شده است. در اساطیر بابلی او را ایزدبانویی فاحشه میدانند

که در خواب به مردان نزدیک شده و از آن‌ها آبستن می‌شود.این اسطوره‌ی فاحشه و نماینده شر و تاریکی

در افسانه‌های دیگر ملل نیز رسوخ کرده است. مثلا ترکـ‌ها، در داستان‌ها و افسانه‌های خود

از زنی به نام “آل نه‌نه سی” یاد می‌کنند که زنی بلند اندام است و برای دزدیدن نوزادِ زنِ تازه زایمان کرده

به سراغ او می‌آید. مردم نیز برای پیش‌گیری از آسیب رسیدن به نوزاد، به لباس طفل سنجاق می‌زنند.

زیرا بر این باورند که آل نه‌نه سی از ادوات آهنی می‌ترسد. یهودیان نیز برای پیشگیری از آُیب رساندن لیلیث به نوزاد

گردن‌بندی را که نام سه فرشته مقدس در آن حک شده است به گردن نوزاد می‌اندازند.

لالایی کودک

انگلیسی زبانان بر این باورند که کلمه لالایی آن ها یا همان لالابای (lulaby) از کلمه عبری لیلیث آبای گرفته شده است که به معنای لیلیث برو است.

مادران یهودی برای امن نگه داشتن فرزندان خود چهار طلسم با نوشته لیلیت آبای در اطراف کودکان قرار می دانند

و بعد ها برای آن ها آوازی قبل خواب می خواندند تا از شر لیلیث حفظ بمانند

پی نوشت قابل توجه .....

از تاریخ در ج این نوشته دروز قبلش تو سط یه دوست دیده شد به گونهای چادری زیبا چشمان گرد درشت خوش استیل خوشبو دارای دختری زیبا اگر اشتباه نکنم همسر عزازیل یکی از شیاطین خوش بودعین دخترش در اعتقادات عاشق حضرت فاطمه و به دلایلی از دوست من خوشش امده بود که شیطان کلی حالش گرفته شد چون حضرت ادم را رد کرده بود حرف خدا را گوش نکرده بود ولی حال عاشق دوست ازاون مواردی که نزدیکت میشه مور مورت میشه خیلی فریفته اش میشی. من شده بود دخترش از خودش بیشتر ولی چون قابل اعتماد نبود رد شد به وسیله دوست من فثط موندم این زیبا حوا زیبا ادم هم قیافه نوح زیبا قد بلند نسل انسان با چی مخلوط شده این قدر عجق وجق خیلی ها زشت کوتا بلند در امدن .....

یادمه خونه یکی از اشنایان در تهران بودم که می خواست بچه اش را بمیراند وبعد از این که بردن به خاک بسپارن بدزده برای هدف خودش به خونه ای بسپاره تا بزرگش کنند گفتم نذاشتم که بچه ات رابدزدن مسخره ام کرد ودویست میلیون از پول من را دزدید حالا دادگاه ازش مگیره ولی خوبی نیامده به کسی .