زخمی اگر بر قلب بنشیند؛
تو ، نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی ،
و نه می توانی قلبت را دور بیندازی.
زخــــم تــکــه ای از قــلــب تــوســت . . . .
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
زخم اگر نخواهی باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور می اندازی؟
زخـــم و قــلـبـت یـکــی هـسـتـنـد . . . .





، محمود دولت آبادی